تاریخ رژیم اشغالگر قدس سراسر پر است از تزویر و فریب و ظلم وستم ، از دروغ بزرگ هولوکاست گرفته تا نسل کشی صاحبان اصلی فلسطین . از همان روزی که این نطفه شوم توسط هرتزل منعقد شد بزرگترین فجایع تاریخ بشریت را با مظلوم نمایی و حمایت و پشتیبانی صاحبان زر و زور بدون واهمه مرتکب شدند و متاسافانه سازمانهایی که مدعی حقوق انسانها هستند در برابر جنایتهای این مولود نامشروع با سکوتشان بر آن مهر تایید زدند . قتل عام مردم بی دفاع در صبرا و شتیلا ، کفر قاسم و دیر یاسین بخشی از جنایات و ترورهای دسته جمعی و برنامه ریزی شده این رژیم است . انگار آدم کشی و خشونت برایشان عادت شده ، هر روز اخبار کشتار مردم فلسطین توسط خبرگزاری های بین المللی به سراسر دنیا مخابره می شود ولی کسی معترض قاتلان نمی شود و اگر کشوری و ملتی همچون ایران صدای اعتراضشان بلند شود به انحاء مختلف تحت فشار قرار می گیرد تا سران اسرائیل با خیال آسوده به دنبال اجرای طرح نیل تا فرات خود باشند .این همه ظلم و ستم فقط و فقط با حمایت کشورهایی همانند انگلیس ، آمریکا ، فرانسه و ... و سکوت مرگبار و منافقانه دولتهای اسلامی صورت پذیرفته است . صهیونیستهای پولدار که بر همه کشورهای غربی حکومت می کنند از سال 1881 با خرید زمینهای عربهای فلسطینی اولین موج مهاجرت یهودیهای اروپایی را در سکوت سازماندهی کردند و پس از جا پا باز کردن در این سرزمین آژانس یهود را که سرمنشاء همه جنایات صهیونیستهاست تاسیس کردند . تئودور هرتسل(هرتزل) یهودی اتریشی در سال 1986 در کتاب خود بر تاسیس کشور یهودی تاکید کرد و از آنموقع و با تشکیل کنکره صهیونیسم غصب سرزمینهای فلسطین و کشتار صاحبان مسلمان و مسیحی آن و آواره شدن میلیونها نفر از خانه و کاشانه و سرزمینشان آغاز گشت .
اقدامات اولیه استعمار یهود در فلسطین سرانجام موفقیت آمیزی نداشت و علی رغم کوشش هایی که در سالهای 1882- 1897 انجام گرفت, یهودیان کمتر جذب فلسطین شدند و قسمت اعظم آن ها به آرژانتین و ایالات متحده مهاجرت کردند. برنامه صهیونیستها عملا به شکست انجامید. برای ریشه یابی علل شکست طرح اولیه , نخستین کنگره صهیونی در اوت 1897 در بازل سوئیس تشکیل شد. ریاست این کنگره را تئودور هرتزل بعهده داشت. هدف اصلی و اساسی صهیونیستها که در کنگره بازل اعلام شد این بود:"هدف ما ایجاد کانون برای خلق یهود در فلسطین است. این کانون باید به وسیله حقوق عمومی تضمین و حمایت گردد." باید دانست که از زمانی که برنامه بازل در سال 1897 تدوین گردید تا هنگام تنظیم برنامه بالتیمور که در سال 1942 انجام یافت؛ صهیونیست ها همیشه تعبیر غیر صریح "کانون" را بر لفظ صریح "دولت" ترجیح داده اند. دلیل این ترجیح آن است که لفظ "دولت" بدون شک موجب می شد مخالفتهایی در محافل مختلف برانگیخته شود. در پایان کنگره؛ هرتزل در دفتر خاطراتش اینطور می نویسد: "اگر بخواهم کنگره بازل را در یک جمله خلاصه کنم (والبته این کاری است که علنا نخواهم کرد) باید بگویم که در بازل من دولت یهود را بنیان نهادم. لکن اگر این مطلب را امروز اعلام کنم همه مردم مرا دست خواهند انداخت. در ظرف 50 سال آینده محققا دیگر بر کسی پوشیده نخواهد ماند.برای استعمار فلسطینیان ، یهودیان سرمایه دار بسیج شدند و با سرعت هرچه تمام تر امکانات لازم برای یک استعمار و یک یورش تمام عیار مطابق نظم و قاعده تشکیل گشت."تراست کوهرنیال یهود (1897) ,کمیسیون استعمار, کولونیزاسیون (1898), صندوق ملی یهود (1908), دفتر فلسطین (1908) و کمپانی رشد و توسعه زراعی در فلسطین (1908) از نخستین ابزار هایی بودند که سازمان های صهیونیستی بنیان نهادند. همزمان با بستر سازی برای ایجاد کشور صهیونیستی رایزنی های لابی های صهیونیسم برای در یافت مجوز تاسیس دولت یهودی در فلسطین با دولت انگلستان ادامه داشت ولی دولت انگلستان از درگیر شدن با عثمانی ها واهمه داشت فلذا تلاشهای لابی صهیونیستی بی نتیجه ماند تا اینکه جنگ جهانی اول آغاز شد . با شروع جنگ جهانی اول دور نمای تازه ای برای صهیونیست ها ترسیم شد. این جنگ عامل اتحادی شد که در سال 1917 میان امپریالیسم بریتانیا و استعمار صهیونی برقرار گردید. این اتحاد در طی 30 سال بعد از 1917 دروازه های فلسطین را بر روی مستعمره نشینان صهیونی باز کرد و زمینه را برای خرید و غصب املاک مردم فلسطین و اخراج آنها مهیا ساخت و دست آخر مقدمات ایجاد دولت استعماری صهیونی را در سال 1948 مهیا ساخت.انگلیس در تاریخ 2 نوامبر 1917 با صدور "اعلامیه بالفور" خط مشی سیاسی خود را بطور رسمی روشن ساخت. در این اعلامیه انگلیس متعهد می شد که از استقرار یک کانون ملی یهود در فلسطین حمایت کند. همچنین انگلیس یک یهودی را به عنوان کمیساریای فلسطین انتخاب کرد. سازمان جهانی صهیونی را به عنوان" آژانس یهود" به رسمیت شناخت و دروازه های فلسطین را بر روی مهاجرت گسترده صهیونیست ها گشود و به اعتراضات اعراب توجه نکرد. همچنین انگلستان در فلسطین امتیاز بهره برداری از اراضی خالصه را به مستعمره نشین های یهودی واگذار کرد و از موسسات کاملا تازه ی" کانون ملی" حمایت کرد و به جماعت یهود اجازه داد مدارس مخصوص خود را تاسیس کنند و سازمان تروریستی به نام" هاگاتا" تشکیل دهند. با اشغال بیت المقدس در 9 دسامبر 1917 توسط انگلیس ، چشم و گوش عرب ها کمی باز شد . از این دوره به بعد است که فلسطین صحنه مقاومت مداوم بر ضد صهیونیست ها می گردد. فاصله سال های 1917-1948 را می توان بعنوان دوره مقاومت فلسطین نام نهاد. در سال 1936 فلسطینیان جنبش عدم اطاعت عمومی را آغاز کردند و این شورش و اعتصاب که 174 روز طول کشید ( و به قولی طولانی ترین اعتصاب عمومی طول تاریخ است) شامل تمام سازمان ها و وسائل ارتباطی اداره شده توسط اعراب می شد که سرانجام با دخالت رهبران عرب پایان یافت؛ به امید مذاکره با انگلیس که هیچ وقت تحقق نیافت. بعد از سال 1948 و علنی شدن تشکیلات صهیونیسم و دولت آن ,فلسطین به دو بخش امنیتی و غیر امنیتی تقسیم گردید که 90درصد اعراب در مناطق امنیتی به سر می برند. از سال 1948-۱۹۵۳ سلسله قوانینی تصویب شد که مرحله جدیدی از استعمار نوین را نوید می داد. محروم شدن مالکان فلسطینی از زمین های خود توسط محاکم و دادن زمین های آنان به یهودیان بدون حق تجدید نظر از این نوع قوانین بود. پس از اینکه قیومیت انگلیس بطور رسمی پایان پذیرفت, صهیونیست ها پادگان ها و مقامات کشوری انگلیس در فلسطین را مورد حمله قرار دادند. قتل نخستین بازرس سازمان ملل متحد به همراه دستیارش روشن ساخت که هیچ کس نمی تواند با برنامه های صهیونیستی مخالفت نماید و به سرعت گرفتار خشم و تنبیه مقامات صهیونی می گردد. کشتار دسته جمعی دیر یاسین و عین الزیتون و صلاح الدین در آوریل 1948 کشتار های آگاهانه ای بود به منظور اخراج فلسطینیان با توسل به ترور و وحشت. به مثال های قبل باید قتل عام های شهر ها و دهکده های:" ایکریت(1953),کفر قاسم(اکتبر 1962) ,عکا(ژوئن 1956),غزه و خان یونس را نیز اضافه کرد .بدین صورت و با خیانت پادشاهان عرب و حمایت کشورهای عربی که امروز فریاد حقوق بشرشان گوش فلک را کر کرده ملتی از داشتن سرزمین و خانه و کاشانه محروم شده و دولت و کشوری جعلی ایجاد شد . کشوری نامشروع که پایه های آن بر خون صدها هزار انسان بنا نهاده شده است .نسل امروز فلسطین راه مبارزه را یاد گرفته است ، آنها قدرت خود را در اتحاد و ایمان و توسل به اسلام یافته اند و بدین جهت است که در سالهای اخیر و با بیداری عمومی و تاثیر پذیری از انقلاب اسلامی انتفاضه مردمی در فلسطین شروع شده و ضربات سنگینی را بر پیکر رژیم صهیونیستی وارد کرده اند . فلسطینی سلاحی به جزء سنگ ندارد ، او از دولتهای عربی نا امید شده و به خویشتن خویش باز گشته و تنها راه بازپسگیری سرزمینش را در مبارزه بی امان می داند .مقاومت 33 روزه حزب الله لبنان درس دیگری به مبارزان فلسطینی داد . فلسطینی فهمید که ارتش تا دندان مسلح اسرائیل بادکنکی است که بیش از حد بر آن دمیده شده و با اندک همتی می توان هیمنه آن را شکست . و بدینجهت است که علی رغم تلاش گسترده کشورهای غربی و اسرائیل و حتی بعضی از کشورهای عربی ، مردم فلسطین حماس را برگزیدند . یعنی مبارزه و جهاد را و نه سازشبه امید روزی که میلیونها آواره فلسطینی به وطن خود باز گردند . انشا الله
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یاعلی