۱۳۸۶ مهر ۲۲, یکشنبه

جایگاه وبلاگهای ارزشی در اینترنت و مشکلات مبتلابه آنها


یکی از عرصه هایی که دشمنان انقلاب سرمایه گذاری زیادی در آن انجام داده اند اینترنت و وبلاگ نویسی است . امروز وبلاگ به یک رسانه قوی برای هدایت افکار عمومی تبدیل شده است و بدینجهت استکه اشخاص حقوقی و حقیقی زیادی به وبلاگ نویسی روی آوردنده اند ، حضور وبلاگهایی که به اشکال مختلف بر علیه افکار و عقاید مردم قلم می زنند کم نیست و هرروز بر تعداد آن افزوده می شود ، شاید در ظاهر همه این وقایع را اتفاقی و خودجوش فرض کرد ولی اگر دقیق و جامع و با در نظر گرفتن همه زوایای توطئه دشمنان به موضوع نگاه کنیم متوجه عمق برنامه ریزی نظام سلطه در این عرصه می شویم . اینجاست که مسئولیت مدیران سرویس دهنده های وبلاگ نویسی دوچندان می شود و اگر این سایتها به وظایف خود به خوبی عمل نکنند فرصتی که با صرف هزینه زیادی برای ارتقا فرهنگی جامعه بوجود آمده به تهدیدی برای فرهنگ کشور تبدیل می شود ، موضوعی که علت اختلاف بین بلگفا و گروه جهاد مجازی گردید و جای دارد بیشتر و کاملتر به آن پرداخته شود . در سالهای گذشته که وبلاگ نویسی حالت تفریحی داشت حساسیت برانگیز نبود ولی با ورود به عرصه رسانه ای همانند هر فرصت دیگری مورد سوءاستفاده قرار گرفت و کسانی پیدا شدند که از این ابزار قدرتمند برای نیل به اهداف خود استفاده کنند و این عامل باعث شد تا وبلاگها انسجام بیشتری گرفته و جهتگیری آنها سمت و سوی مشخصی به خود بگیرد . در این میان بعضی از دلسوزان انقلاب هم با احساس تکلیف پای در این عرصه نهادند ، گرچه حضورشان با تاخیر بود ولی قدرتمند و موثر ، چراکه از پشتوانه غنی فرهنگ ناب محمدی(ص) برخوردار است و آثارشان با ارزشهای حاکم برجامعه همخوانی دارد فلذا در مدت کوتاهی جایگاه خود را در وبلاگستان پیدا کرده و هرروز برتعداد آنها افزوده می شود اگرچه در مقام مقایسه تعداد وبلاگهای ارزشی در برابر وبلاگهای سکولار و ضد دین اندک است ولی سمت و سوی حرکت آنها نشان می دهد که با جدیت جبهه قویی را در برابر تهاجم فرهنگی تشکیل داده اند و در آینده با هماهنگی های بیشتر و رفع معضلات و مشکلات مبتلابه بطور یقین کارکرد واقعی خود را در عرصه نت خواهند داشت .
مخالفتها و مقابله های پنهان و آشکار که با وبلاگهای ارزشی از سوی وبلاگهای ضد ارزشی و ضد دینی می شود ، نشان می دهد که این وبلاگها موفق عمل کردند و در آینده نه چندان دور با افزایش کمی و کیفی آنها ، فعالیتشان دوچندان شده و عرصه را بر وبلاگهایی که فرهنگ اسلامی را تهدید می کنند تنگ خواهند کرد . قدرت بالقوه وبلاگهای ارزشی را می توان در حرکتهای وبلاگی به عینه مشاهده کرد . گرچه حرکتهای وبلاگی مداوم و سازماندهی شده نیست ولی در افزایش انسجام وبلاگ نویسان ارزشی موثر بوده است . در این میان آسیبهایی هم وبلاگهای ارزشی را تهدید می کند که لازم است صاحبان فکر و اندیشه به این امر مهم بیشتر از پیش توجه نشان داده و در رفع معضلات آنها بکوشند .مهمترین آسیبهایی که وبلاگهای ارزشی را تهدید می کند بدین شرح است :1- نبود انسجام در عمل و برنامه ریزی و سیاست گذاری کلان و دراز مدت در رابطه با وبلاگهای ارزشی که دوباره کاری و موازی کاری در پی داشته است و برخلاف وبلاگهای سکولار و ضد دینی ، وبلاگهای دینی و ارزشی از انسجام و اتحاد کافی برخوردار نبوده و برنامه آینده نگر ندارند و مجامعی هم که متولی امور وبلاگ نویسی هستند به علل مختلف نتوانسته اند آنچنانکه باید وشاید به وظایف خود عمل نمایند . این مراکز چون پشتوانه مالی نداشته و از کادر قوی و تمام وقت برخوردار نیستند تابحال نتوانسته اند در جهت دهی به وبلاگها و نیز برنامه ریزی کلان آینده نگر موفق عمل کنند .2- عدم استقلال وبلاگستان و پیروی آن از رسانه ها و سایتهای فعال در اینترنت که گریبانگیر همه وبلاگها ، اعم از دینی و غیر دینی می باشد ، گرچه وبلاگهای دینی تاحدودی مستقل تر از وبلاگهای دیگر عمل می کنند ولی در کل ، وبلاگها تابحال دنباله رو بوده اند . البته تاثیر پذیری از سایتها که با امکانات زیاد تولید اطلاعات می کنند اجتناب نا پذیر است ولی وبلاگستان می بایست با هویت مستقل در عرصه دنیای مجازی حضور داشته باشد .3- نبود حمایت کافی از وبلاگها هم مشکل دیگری است که امروزه وبلاگهای دینی با آن روبرو هستند . اکثر وبلاگ نویسان دینی درحال تحصیل در مقطع دبیرستان و دانشگاه بوده و در تامین هزینه های تحصیل دارند مشکل دارند و هزینه های وبلاگ نویسی هم برآن اضافه می گردد و در این میان وجود سازمانهایی که به آنها در کم کردن هزینه ها کمک کند ضروری است که تا آنجایی که بنده اطلاع دارم اینچنین مراکزی یا وجود ندارد و اگر هم باشد به علت عدم توازن امکانات آنان با تعداد پر حجم وبلاگ نویسان خدماتشان کم اثر است .4- در کشورهای خارجی سایتهای بزرگ بخشی را به معرفی وبلاگها اختصاص می دهند که این امر در رونق امر وبلاگ نویسی موثر است ولی در کشور ما بغیر از چند سایت خبری از این حمایتها خبری نیست . رجا نیوز تنها پایگاهی هست که با لینک کردن وبلاگهایی از سلایق مختلف و بعضا مخالف با سیاستهای سایت ، حمایت جدی از وبلاگستان می کند . البته سپهر و ایسنا و جهان و عدالتخانه هم تا حدودی در این امر به کمک وبلاگ نویسان آمده اند .5- نبود منابع برای مطالعه مشکل دیگری هست که وبلاگ نویسان با آن دست به گریبانند . 6- ...موضوعی دیگری که با بحث وبلاگ و وبلاگ نویسی مرتبط هست ، گروههای اینترنتی و وبلاگهای گروهی می باشد . بررسی این دو موضوع آنهم بصورت کامل در یک مقاله میسر نیست فلذا به معرفی چند وبلاگ گروهی و یک گروه اینترنتی بسنده می کنم . بر همگان آشکار استکه همواره کار گروهی نسبت به انفرادی نتایج بهتری را بهمراه دارد فلذا در عرصه اینترنت هم وجود وبلاگهای گروهی لازم وضروری است .یک وبلاگ انفرادی خط سیر مشخصی دارد و صاحب وبلاگ براساس توانمندی و سلایق فکری اش می نویسد ولی در وبلاگ گروهی سلایق مختلف در راستای یک هدف مشخص و با همفکری دیگر اعضا آنچه که مورد نیاز مخاطبین هست را به رشته تحریر می آورند .در سالهای اخیر وبلاگهای گروهی متعددی تشکیل شده و در اثر مشکلاتی که برایشان بوجود آمده یا فعالیشان کم شده و یا بکل تعطیل کرده اند . مشکلات وبلاگهای گروهی بی ارتباط با مشکلات عمومی وبلاگستان نیست و علاوه بر آن مشکلات خاصی هم گریبانگیر این نوع وبلاگهاست که موجب شده وبلاگهای گروهی در عرصه وبلاگستان موفق عمل نکنند ولی در این میان و پس از رکود طولانی در کار وبلاگهای گروهی وبلاگهایی تشکیل شدند که علی رغم مشکلات سر راه موفق شدند به حیاط خود ادامه دهند . یکی از این وبلاگها ، وبلاگ گروهی فصل انتظار است که در اوایل امسال با مشارکت چند وبلاگ نویس قوی در پارسی بلاگ تشکیل شده است که در این مدت با فراز و نشیبهایی روبرو بوده و با تعویض مدیر و بعضی از اعضا توانسته بر مشکلات اولیه که گریبانگیر وبلاگهای گروهیست غلبه کند . هم اکنون فصل انتظار با مدیریت خانم سادات علوی و 5 وبلاگ نویس قوی و ارزشی به کار خود ادامه می دهد و تابحال بیش از 50 مقاله آن در سایتهای مختلف درج شده است .موضوع و محتوای غلب مقالات فصل انتظار سیاسی است و در این وبلاگ موضوعات سیاسی روز بیشتر مورد توجه مدیر و اعضا می باشد .لینک وبلاگ گروهی فصل انتظار در لینکهای سایت سمت راست همین صفحه موجود است .وبلاگ گروهی دیگری که می خواهم معرفی کنم ، خط مقدم است . این وبلاگ گروهی با مشارکت وبلاگ نویسان خوب و ارزشی بعد از فصل انتظار ایجاد شده و در این مدت کوتاه توانسته جایگاه خود را در جمع وبلاگ نویسان پارسی بلاگ پیدا کند. مدیر و اعضا خط مقدم همه خانم هستند . خانم اسما کاظمی این وبلاگ را مدیریت می کند که از وبلاگ نویسان خوب وبلاگستان است .غالب مقالات خط مقدم اجتماعی است و البته به موضوعات سیاسی و اعتقادی و اخلاقی هم پرداخته می شود .لینک وبلاگ گروهی خط مقدم هم در لینکهای این صفحه موجود است .وبلاگ دیگری هم به تازگی پای در عرصه وبلاگهای گروهی گذاشته ، وبلاگ گروهی معبر است. معبر با محوریت دفاع مقدس و احیا فرهنگ جبهه و جنگ و انتقال آن به نسل حاضر و نسلهای آینده تشکیل شده است .این وبلاگ توسط هیئت تحریریه معبر مدیریت می شود و اعضای آن همانند وبلاگهای فصل انتظار و خط مقدم از وبلاگ نویسان خوب و قوی و ارزشی پارسی بلاگ هستند .لینک وبلاگ گروهی معبر را در لینکهای سایت قرار می دهم تا بازدید کنندگان عزیز با آن بیشتر آشنا شوند.واما گروهی که اخیرا حضورش حرف و حدیثهای فراوانی را بدنبال داشته و تحولاتی را هم در وبلاگستان بوجود آورده گروه جهاد مجازی است .همانطور که در اول مقاله عرض کردم تاثیر گذاری وبلاگستان در هدایت افکار عمومی موجب شده تا تعدادی آدمهای مغرض به فکر سوء استفاده از این امکان عمومی باشند . علاوه بر وبلاگهای ضد دینی که در سه سال گذشته در عرصه نت به سرعت و قارچ وار در حال رشد بوده اند ، تعداد زیادی وبلاگهایی هم بوجود آمدند که به انحاء مختلف و با توسل به داستانها و عکسهای غیراخلاقی به دنبال جذب مخاطب هستند و این معضل بزرگی هست که گریبانگیر وبلاگستان است و لازمه تا سرویس دهنده های وبلاگ فکری برای رفع این مشکل اساسی بکنند و اگر باز هم همانند گذشته دست روی دست بگذارند و به وظایف خود عمل نکنند شاهد بروز و ظهور گروههای هکری خواهیم بود که بر اساس تکلیف و برای سامان دادن به وبلاگستان بوجود آمده و خواهند آمد .گروه جهاد مجازی گروهیست که در راستای اهداف نظام اسلامی و برای مقابله با وبلاگهایی که فحشا را ترویج می کنند تشکیل شده و تابحال هم توانسته تحولاتی را در این رابطه بوجود آورد .متوجه کردن مدیران سرویسهای وبلاگ نویسی و نیز مدیران و مسئولانی که در رابطه با مراقبت از فرهنگ جامعه مسئول هستند اولین ثمره حضور این گروه در عرصه اینترنت است . البته بعضی از مدیران سرویسها بی جهت به مقابله با این گروه پرداخته و برای آن مشکلاتی بوجود آوردند که این رفتار و برخوردشان غیر قابل توجیه هست . مدیران باید به وظایف خود بدرستی عمل کنند و بدانند که وبلاگستان ارث پدری آنها نیست و این امکاناتی که الان در اختیار آنهاست ثمره مجاهدت و رشادت انسانهای زیادیست که با فدا کردن جان و مال خود موجب پیروزی انقلاب اسلامی شده اند و هر مدیر در قبال ملت و نظام اسلامی مسئول است و هیچ بهانه ای برای شانه خالی کردن از انجام مسئولیت پذیرفته نیست .گروه جهاد مجازی قبلاً در میهن بلاگ وبلاگی را ایجاد کرده بود که به علت پاره ای مشکلات مدتیست به پارسی بلاگ نقل مکان کرده است .لینک این گروه را هم در لینکهای سایت قرار می دهم تا بازدید کنندگان بیشتر با اهداف و عملکرد آن آشنا شوند.مطمئنم شما دوستان عزیز هم در رابطه موضوع مقاله نظرات زیادی دارید و امیدوارم با درج دیدگاههایتان در بخش نظر دهی سایت جایگاه وبلاگهای ارزشی و مشکلات آن بیشتر و بهتر تبیین گردد
.اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یاعلی
کلمات کلیدی : وبلاگهای ارزشی وبلاگهای دینی رجا نیوز مشکلات وبلاگها جایگاه وبلاگها سرویس دهنده های وبلاگ نویسی گروه جهاد مجازی وبلاگ گروهی فصل انتظار وبلاگ گروهی معبر وبلاگ گروهی خط مقدم پارسی بلگ بلگفا دفتر توسعه وبلاگهای دینی مجمع وبلاگ نویسان مسلمان

اسرائيل مولود فريب و زر و زور


تاریخ رژیم اشغالگر قدس سراسر پر است از تزویر و فریب و ظلم وستم ، از دروغ بزرگ هولوکاست گرفته تا نسل کشی صاحبان اصلی فلسطین . از همان روزی که این نطفه شوم توسط هرتزل منعقد شد بزرگترین فجایع تاریخ بشریت را با مظلوم نمایی و حمایت و پشتیبانی صاحبان زر و زور بدون واهمه مرتکب شدند و متاسافانه سازمانهایی که مدعی حقوق انسانها هستند در برابر جنایتهای این مولود نامشروع با سکوتشان بر آن مهر تایید زدند . قتل عام مردم بی دفاع در صبرا و شتیلا ، کفر قاسم و دیر یاسین بخشی از جنایات و ترورهای دسته جمعی و برنامه ریزی شده این رژیم است . انگار آدم کشی و خشونت برایشان عادت شده ، هر روز اخبار کشتار مردم فلسطین توسط خبرگزاری های بین المللی به سراسر دنیا مخابره می شود ولی کسی معترض قاتلان نمی شود و اگر کشوری و ملتی همچون ایران صدای اعتراضشان بلند شود به انحاء مختلف تحت فشار قرار می گیرد تا سران اسرائیل با خیال آسوده به دنبال اجرای طرح نیل تا فرات خود باشند .این همه ظلم و ستم فقط و فقط با حمایت کشورهایی همانند انگلیس ، آمریکا ، فرانسه و ... و سکوت مرگبار و منافقانه دولتهای اسلامی صورت پذیرفته است . صهیونیستهای پولدار که بر همه کشورهای غربی حکومت می کنند از سال 1881 با خرید زمینهای عربهای فلسطینی اولین موج مهاجرت یهودیهای اروپایی را در سکوت سازماندهی کردند و پس از جا پا باز کردن در این سرزمین آژانس یهود را که سرمنشاء همه جنایات صهیونیستهاست تاسیس کردند . تئودور هرتسل(هرتزل) یهودی اتریشی در سال 1986 در کتاب خود بر تاسیس کشور یهودی تاکید کرد و از آنموقع و با تشکیل کنکره صهیونیسم غصب سرزمینهای فلسطین و کشتار صاحبان مسلمان و مسیحی آن و آواره شدن میلیونها نفر از خانه و کاشانه و سرزمینشان آغاز گشت .
اقدامات اولیه استعمار یهود در فلسطین سرانجام موفقیت آمیزی نداشت و علی رغم کوشش هایی که در سالهای 1882- 1897 انجام گرفت, یهودیان کمتر جذب فلسطین شدند و قسمت اعظم آن ها به آرژانتین و ایالات متحده مهاجرت کردند. برنامه صهیونیستها عملا به شکست انجامید. برای ریشه یابی علل شکست طرح اولیه , نخستین کنگره صهیونی در اوت 1897 در بازل سوئیس تشکیل شد. ریاست این کنگره را تئودور هرتزل بعهده داشت. هدف اصلی و اساسی صهیونیستها که در کنگره بازل اعلام شد این بود:"هدف ما ایجاد کانون برای خلق یهود در فلسطین است. این کانون باید به وسیله حقوق عمومی تضمین و حمایت گردد." باید دانست که از زمانی که برنامه بازل در سال 1897 تدوین گردید تا هنگام تنظیم برنامه بالتیمور که در سال 1942 انجام یافت؛ صهیونیست ها همیشه تعبیر غیر صریح "کانون" را بر لفظ صریح "دولت" ترجیح داده اند. دلیل این ترجیح آن است که لفظ "دولت" بدون شک موجب می شد مخالفتهایی در محافل مختلف برانگیخته شود. در پایان کنگره؛ هرتزل در دفتر خاطراتش اینطور می نویسد: "اگر بخواهم کنگره بازل را در یک جمله خلاصه کنم (والبته این کاری است که علنا نخواهم کرد) باید بگویم که در بازل من دولت یهود را بنیان نهادم. لکن اگر این مطلب را امروز اعلام کنم همه مردم مرا دست خواهند انداخت. در ظرف 50 سال آینده محققا دیگر بر کسی پوشیده نخواهد ماند.برای استعمار فلسطینیان ، یهودیان سرمایه دار بسیج شدند و با سرعت هرچه تمام تر امکانات لازم برای یک استعمار و یک یورش تمام عیار مطابق نظم و قاعده تشکیل گشت."تراست کوهرنیال یهود (1897) ,کمیسیون استعمار, کولونیزاسیون (1898), صندوق ملی یهود (1908), دفتر فلسطین (1908) و کمپانی رشد و توسعه زراعی در فلسطین (1908) از نخستین ابزار هایی بودند که سازمان های صهیونیستی بنیان نهادند. همزمان با بستر سازی برای ایجاد کشور صهیونیستی رایزنی های لابی های صهیونیسم برای در یافت مجوز تاسیس دولت یهودی در فلسطین با دولت انگلستان ادامه داشت ولی دولت انگلستان از درگیر شدن با عثمانی ها واهمه داشت فلذا تلاشهای لابی صهیونیستی بی نتیجه ماند تا اینکه جنگ جهانی اول آغاز شد . با شروع جنگ جهانی اول دور نمای تازه ای برای صهیونیست ها ترسیم شد. این جنگ عامل اتحادی شد که در سال 1917 میان امپریالیسم بریتانیا و استعمار صهیونی برقرار گردید. این اتحاد در طی 30 سال بعد از 1917 دروازه های فلسطین را بر روی مستعمره نشینان صهیونی باز کرد و زمینه را برای خرید و غصب املاک مردم فلسطین و اخراج آنها مهیا ساخت و دست آخر مقدمات ایجاد دولت استعماری صهیونی را در سال 1948 مهیا ساخت.انگلیس در تاریخ 2 نوامبر 1917 با صدور "اعلامیه بالفور" خط مشی سیاسی خود را بطور رسمی روشن ساخت. در این اعلامیه انگلیس متعهد می شد که از استقرار یک کانون ملی یهود در فلسطین حمایت کند. همچنین انگلیس یک یهودی را به عنوان کمیساریای فلسطین انتخاب کرد. سازمان جهانی صهیونی را به عنوان" آژانس یهود" به رسمیت شناخت و دروازه های فلسطین را بر روی مهاجرت گسترده صهیونیست ها گشود و به اعتراضات اعراب توجه نکرد. همچنین انگلستان در فلسطین امتیاز بهره برداری از اراضی خالصه را به مستعمره نشین های یهودی واگذار کرد و از موسسات کاملا تازه ی" کانون ملی" حمایت کرد و به جماعت یهود اجازه داد مدارس مخصوص خود را تاسیس کنند و سازمان تروریستی به نام" هاگاتا" تشکیل دهند. با اشغال بیت المقدس در 9 دسامبر 1917 توسط انگلیس ، چشم و گوش عرب ها کمی باز شد . از این دوره به بعد است که فلسطین صحنه مقاومت مداوم بر ضد صهیونیست ها می گردد. فاصله سال های 1917-1948 را می توان بعنوان دوره مقاومت فلسطین نام نهاد. در سال 1936 فلسطینیان جنبش عدم اطاعت عمومی را آغاز کردند و این شورش و اعتصاب که 174 روز طول کشید ( و به قولی طولانی ترین اعتصاب عمومی طول تاریخ است) شامل تمام سازمان ها و وسائل ارتباطی اداره شده توسط اعراب می شد که سرانجام با دخالت رهبران عرب پایان یافت؛ به امید مذاکره با انگلیس که هیچ وقت تحقق نیافت. بعد از سال 1948 و علنی شدن تشکیلات صهیونیسم و دولت آن ,فلسطین به دو بخش امنیتی و غیر امنیتی تقسیم گردید که 90درصد اعراب در مناطق امنیتی به سر می برند. از سال 1948-۱۹۵۳ سلسله قوانینی تصویب شد که مرحله جدیدی از استعمار نوین را نوید می داد. محروم شدن مالکان فلسطینی از زمین های خود توسط محاکم و دادن زمین های آنان به یهودیان بدون حق تجدید نظر از این نوع قوانین بود. پس از اینکه قیومیت انگلیس بطور رسمی پایان پذیرفت, صهیونیست ها پادگان ها و مقامات کشوری انگلیس در فلسطین را مورد حمله قرار دادند. قتل نخستین بازرس سازمان ملل متحد به همراه دستیارش روشن ساخت که هیچ کس نمی تواند با برنامه های صهیونیستی مخالفت نماید و به سرعت گرفتار خشم و تنبیه مقامات صهیونی می گردد. کشتار دسته جمعی دیر یاسین و عین الزیتون و صلاح الدین در آوریل 1948 کشتار های آگاهانه ای بود به منظور اخراج فلسطینیان با توسل به ترور و وحشت. به مثال های قبل باید قتل عام های شهر ها و دهکده های:" ایکریت(1953),کفر قاسم(اکتبر 1962) ,عکا(ژوئن 1956),غزه و خان یونس را نیز اضافه کرد .بدین صورت و با خیانت پادشاهان عرب و حمایت کشورهای عربی که امروز فریاد حقوق بشرشان گوش فلک را کر کرده ملتی از داشتن سرزمین و خانه و کاشانه محروم شده و دولت و کشوری جعلی ایجاد شد . کشوری نامشروع که پایه های آن بر خون صدها هزار انسان بنا نهاده شده است .نسل امروز فلسطین راه مبارزه را یاد گرفته است ، آنها قدرت خود را در اتحاد و ایمان و توسل به اسلام یافته اند و بدین جهت است که در سالهای اخیر و با بیداری عمومی و تاثیر پذیری از انقلاب اسلامی انتفاضه مردمی در فلسطین شروع شده و ضربات سنگینی را بر پیکر رژیم صهیونیستی وارد کرده اند . فلسطینی سلاحی به جزء سنگ ندارد ، او از دولتهای عربی نا امید شده و به خویشتن خویش باز گشته و تنها راه بازپسگیری سرزمینش را در مبارزه بی امان می داند .مقاومت 33 روزه حزب الله لبنان درس دیگری به مبارزان فلسطینی داد . فلسطینی فهمید که ارتش تا دندان مسلح اسرائیل بادکنکی است که بیش از حد بر آن دمیده شده و با اندک همتی می توان هیمنه آن را شکست . و بدینجهت است که علی رغم تلاش گسترده کشورهای غربی و اسرائیل و حتی بعضی از کشورهای عربی ، مردم فلسطین حماس را برگزیدند . یعنی مبارزه و جهاد را و نه سازشبه امید روزی که میلیونها آواره فلسطینی به وطن خود باز گردند . انشا الله
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یاعلی

رئیس جمهور دستگاه جنگ روانی آمریکا را شکست داد


صرف نظر از سخنان توهین آمیز رئیس دانشگاه کلمبیا که به دور از شان یک استاد دانشگاه بود ، سخنرانی رئیس جمهور مان در این دانشگاه فرصتی بود تا مواضع و دیدگاههای به حق ما به گوش مردم آمریکا برسد .بنابر اظهارات رئیس دانشگاه کلمبیا قرار بود تا با طرح سئوالات از پیش تعیین شده و برخوردهای ناشایست در ادامه جنگ روانی چندین و چندساله رسانه های آمریکایی در دروغ پراکنی و سیاه نمایی ، از ایران چهره ای را نشان دهند که تا بحال برای مردم آمریکا تصویر کرده بودند که به لطف خدا و هوشیاری و تیزبینی دکتر این توطئه دشمن هم نقش برآب شده (قابل توجه کسانیکه می گفتند احمدی نژاد از سیاست سررشته ای ندارد)قبل از سفر رئیس جمهور به سازمان ملل ، تبلیغات گسترده ای علیه وی توسط رسانه ها ی آمریکایی مخصوصاً فاکس نیوز انجام شد تا از اثرات مثبت این سفر کاسته شود . راستی چرا آمریکایی ها از سفرهای دکتر احمدی نژاد اینقدر واهمه دارند ؟ دکتر احمدی نژاد برخلاف بعضیها در برابر غرب منفعلانه برخورد نمی کند و با بیانات روشنگرانه و سئوالات واقع بینانه آنان را به چالش می کشد . سئوالاتی همچون "تحقیق در مورد هولوکاست" و "چرا باید تاوان جنایات غربی ها را مردم فلسطین بپردازند" که هنوز اندیشمندان و سیاست مداران غربی به آن پاسخ روشن و قانع کننده ای ندادند .در سخنرانی دانشگاه کلمبیا علی رغم شانتاز تبلیغاتی رسانه های غربی ، دکتر توانست حقانیت مردم ایران را اثبات کند و پرده از چهره تزویر سیاست مداران آمریکایی و اسرائیلی بردارد و بدینجهت است که رئیس رژیم صهیونیستی از این سخنرانی اینگونه برآشفته و دعوت دانشگاه کلمبیا از رئیس جمهورمان را اشتباه می داند .
نقاط جالب و تامل برانگیز در سخنرانی و حاشیه های آن وجود دارد که درخورتوجه است1- فشار رسانه ای به دانشگاه کلمبیا و مخالفت سیاستمداران آمریکا نشان داد علی رغم تبلیغات کذایی ، در آمریکا برای شنیدن حرف مخالفین گوش شنوایی وجود ندارد و احترام به نظر مخالف واژه مصرفی برای انحراف اذهان است و آنرا برای تضعیف کشورهای مخالف خود تجویز می کنند نه برای خود .2- برخلاف ادعای غربیها ، دانشگاهها و رسانه های آمریکایی استقلال ندارند بلکه همه از دولت آمریکا دستور می گیرند و در واقع مجریان اوامر لابی صهیونیستها هستند . بیانه سیاسی رئیس دانشگاه کلمبیا قبل از سخنرانی دکتر احمدی نژاد تاییدی بر این واقعیت است .3- تبلیغات رسانه های جمعی باعث شده تا مردم امریکا با واقعیتهای جهانی بیگانه باشند و در واقع آنها آن چیزی را می بینند و باور می کنند که رسانه های صهیونیستی القاء می کنند ، فلذا شکستن انحصار رسانه ای صهیونیستی مقدمه ای بر تبین حقانیت نظام مقدس جمهوری اسلامی است . ضمن اینکه چهره فریبکارانه آمریکا و غربیها و عوامل داخلی شان هم افشاء شده و جلوی بخش عظیمی از انحرافات گرفته خواهد شد .4- برای بعضیها که غرب را مرکز تمدن و آزادی می پندارند نوع برخورد آمریکایی ها با مخالفینشان درس عبرتی می تواند باشد . آمریکایی ها آزادی را فقط برای خود و عوامل و دست نشانده های خود ، آنهم در راستای اجرای سیاستهای خود می خواهند و اگر کسی برخلاف خواست آنها سخنی بگوید به شدت تحریم و تخریب می شود .5- آمریکاییها در بازداشت عوامل کودتای مخملی جنجال تبلیغاتی گسترده ای راه انداخته و از آنان با عناوین اندیشمند و محقق دفاع کردند ولی کسانی را که در مورد هولوکاست تحقیق می کنند دستگیر و محاکمه و زندانی می کنند . این تناقض رفتاری را چطور باید توجیه کرد .6- آمریکاییه که خود اولین سازنده و بکارگیرنده بمب اتمی بوده و هنوز هم به دنبال ساخت و آزمایش نسلهای جدید و مخربتر این نوع سلاحها هستند به ما خرده می گیرند که به دنبال سلاح اتمی هستیم و به این بهانه جلوی پیشرفت ملت ما را می گیرند . ایا آنها به دنبال تضعیف نظام جمهوری اسلامی نیستند ؟ در حالیکه می دانیم در آینده نزدیک منابع فسیلی کشور تمام شده و برای تامین انرژی باید از منابع انرژی اتمی استفاده کنیم و اگر در آنروز تکنولوژی پیچیده مورد نیاز ساخت و راه اندازی راکتورهای اتمی را نداشته باشیم باید دست گدایی به سوی آنهایی دراز کنیم که برای نابودی ما توطئه می کنند و آیا اطمینانی وجود دارد که غربیها به ما سوخت اتمی بدهند؟ 7- سئوالاتی که از رئیس جمهور شد عمدتاً همانهایی بود که دستگاه جنگ روانی آمریکا چندین ساله به عنوان حربه تبلیغاتی برعلیه ما بکار می برد که دکتر احمدی نژاد با صراحت و قاطعیت به آنها پاسخ داد . و همه اینها نشان می دهد که تمامی عناصر آمریکایی اعم از مراکز علمی و رسانه ای و ... هماهنگ با هم هستند و بر خلاف کشور ما که عده ای به تبعیت از سیاستهای غربیها به خیال خود به دنبال چندصدایی بوده و به آنهم افتخار می کنند . چه بهتر که در این مورد حداقل از اربابانشان درس بگیرند .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یاعلی