۱۳۸۶ مهر ۲۱, شنبه

جهاد همچنان باقیست


انگار همین دیروز بود . خلبانان رژیم بعث با هواپیماها و بمبهای اهدایی نظام سلطه مراکز حساس نظامی ، اقتصادی ، صنعتی و فرودگاههای کشور را بمباران کردند . صدام سرمست غرور و با اتکای به حمایت و پشتیبانی غرب و شرق ، رجز پیروزی و فتح می خواند و در مخیله خود تصرف دو یا سه هفته ای ایران و سقوط نظام جمهوری اسلامی را تصویر می کرد . انگار آب از آب تکان نخورده بود ، هیچ عکس العمل بین المللی و یا منطقه ای از جانب کشورهایی که مدعی آزادی و آزادیخواهی هستند به این تجاوز آشکار نشان داده نشد . همه دست به دست هم داده بودند تا انقلاب تازه متولد شده این ملت بزرگ را در نطفه خفه کنند . شرق و غرب علی رغم اختلافات دیرینه در این مورد خاص تفاهم استراتژیک داشتند و چه تفاهم کثیفی !به یکباره جنوب ایران صحنه تاخت و تاز اجانب قرار گرفت . همه جا دود بود و آتش ، خون ، ناله کودک خردسال را می شنوی که در میان خرابه های ناشی از بمباران سراغ مادرش را می گیرد . مردم هراسان به دنبال پناهگاه می گشتند تا از تیر و ترکش و توپ در امان باشند . آری انگار همین دیروز بود . 31 شهریور 59 را می گویم همان روزی که نظام سلطه تصمیم خود را برای نابودی نظام نورسته مردمی بزرگ و رهیده از یوغ رژیم دیکتاتوری عملی کرد.صاحبان واقعی انقلاب ، همانها که نه برای نان و آزادی غربی بلکه بمنظور احیاء و تثبیت اسلام ناب محمدی(ص) قیام کرده و با رژیم طاغوت درگیر شده بودند ، با احساس خطر کمربندها را محکم کرده و به سوی مناطق جنگی هجوم آوردند .
بنی صدر خائن همچون تمامی خائنان و وطن فروشان در کار دفاع مردم از وطنشان کارشکنی می کرد . بچه های سپاه مردم را سازماندهی کرده و با سلاحهای از رده خارج شده مسلح می کردند . ارتش اجازه تحویل تجهیزات پیشرفته به نیروهای مردمی و سپاه را نداشت . در حالیکه تانکهای صدام مثل مور و ملخ به شهرهای جنوبی کشور حمله ور شده بودند ما حتی به تعداد کافی موشک آرپی جی برای انهدام آنها نداشتیم . ولی هدف رزم آران سپاه توحید چیز دیگری بود ، ایستادگی تا آخرین سلاح ، آخرین نفر و آخرین قطره خون و چه جانانه ایستادند آنانکه در برابر تجاوز دنیای استکبار سد فولادینی را ایجاد کردند و هیمنه ارتش تا دندان مسلح صدام را با مقاومتشان به سخره گرفتند . بعد پیروزی انقلاب اسلامی گروههایی که در انقلاب سهم ناچیزی داشتند خود را برای تصاحب مناصب و منابع حکومتی آماده کرده بودند که با بروز جنگ مردم را تنها گذاشته و به گوشه ای خزیدند و بعضی ها هم همچون منافقین نقش ستون پنجم را ایفا کردند .بالاخره جنگ تمام شد ولی نظام سلطه موفق نشد به اهداف از پیش تعیین شده خود که نابودی کامل انقلاب اسلامی بود دست یازد . راستی جنگ تمام شده ؟! یعنی دشمن از تهدید نظام و کشورما منصرف شده ؟! و یا اینکه تاکتیکی دیگر برگزیده و اینبار با سلاح و تجهیزات دیگر به میدان آمده است؟آری برادر دشمنی نظام سلطه با ما تمامی ندارد چرا که انقلاب ما موجودیت او را در خطر افکنده و او نیک می داند که این انقلاب سرآغازیست بر نابودی تمدن رو به افول غرب و برای همین است که از پا ننشسته و با تمامی توان خود برعلیه ما هجوم آورده ، آری برادر دشمن همان دشمن است و جهاد همچنان باقیست و باید کمربندها را محکمتر کرده و خود را به سلاح روز مجهز کنیم . دیروز دشمن با تانک و توپ و موشک به جنگ ما آمده بود و امروز با سلاح روزنامه ، ماهواره ، اینترنت و ... هویت ما را نشانه رفته است . دیروز با احساس خطر همه بسیج شدیم ، سلاح برگرفتیم و در برابر دشمن ایستادیم . امروز هم باید سلاح برگیریم و از هویت ، فرهنگ ، انقلاب و نظام خود دفاع کنیم .دیروز ستون پنجم اطلاعات جبهه را به دشمن می فروخت ، امروز هم ستون پنجمی در میان ماست که هم شکل و قیافه ماست ولی دل در گرو غرب دارد ، موجودیت ما و انقلابمان را به بهایی اندک به غربیها می فروشد . باید هوشیار بود و بیدار . آری برادر جهاد همچنان باقیست ، وقت نشستن نیست ، باید همت کرد . اینبار هم ، همچون دیروز با جانفشانی تو و من انقلاب و نظام از گزند دشمنان و بدخواهان مصون خواهد ماند و یادمان باشد که این تهاجم مثل تهاجم دیروز خانه و کاشانه را بر سرمان خراب نمی کند بلکه فکر و اندیشه ما را هدف گرفته . دشمن می خواهد ما هم مثل او فکر کنیم و بپوشیم و بخوریم و زندگی کنیم و اگر اینچنین شد دیگر نیازی به تهاجم نظامی نیست چرا که دشمن به هدف خود رسیده و هویت ، انقلاب و نظام ما را در تصرف خود گرفته ولی به امید خدا آن روز فرا نخواهد رسید . انشا اللهیاد و خاطره دلاوریها و ایثارگریهای رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس گرامی باداللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یاعلی

علل پیکار غرب با تمدن اسلامی


در سالهای نظام دوقطبی که آمریکا و شوروی براساس تفکر کمونیستی و سرمایه داری جهان را بین خود تقسیم کرده بودند ، ایالات متحده با نمایش و رقابت تسلیحاتی در پی آن بود تا با استفاده از شیوه های عملیات روانی ، شوروی و ایدئولوژی حاکم بر جوامع سوسیالیستی را به عنوان دشمن اصلی و خطرناک مردم آمریکا معرفی کند . از اینرو بی علت نیست که مقطع تاریخ سیاسی جنگ سرد عمیق ترین مولفه ها و شاخصهای انسجام و وحدت ملی درونی آمریکا را رقم میزند .اما با گذشت زمان شوروی به دشمن و رقیب خطرناکی تبدیل شد و آمریکا برآن شد تا با سلسله اقداماتی آن کشور را از درون دچار فروپاشی کند . فروپاشی شوروی پیامدهایی را برای آمریکا درپی داشت . اولین و مهمترین پیامد آن حرکتهای تجزیه طلبانه ایالتهای مختلف آمریکا بود . این حرکتها ، آمریکا را با خطر جدی مواجه کرد فلذا برای برون رفت از این بحران نظریه برخورد تمدنها توسط هانتینگتون ارائه شد .براساس این نظریه تمدن اسلامی در برابر تمدن غربی قرار گرفته و در مبارزه بین تمدنی ، تمدن غرب به پیروزی رسیده و دوباره حیات خود را ادامه می دهد .همه عوامل دنیای غرب از رسانه های گروهی گرفته تا دستگاه دیپلماسی و ماشین جنگی و سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا بسیج شدند تا دشمن جدید را آماده کرده و خطر آنرا به مردم آمریکا و به تبع آن همه غربیها بقبولانند . اما در مردم آمریکا انگیزه ای برای مقابله با اسلام وجود نداشت فلذا ساسیتمداران آمریکایی پروژه 11 سپتامبر را طرحریزی کردند .
القاعده که از قبل برای چنین روزی تربیت یافته بود مامور اجرای طرح شد و بلافاصله پس از تخریب برجهای دوقلو اسلام و مسلمانان بعنوان متهم بلکه مجرم اصلی به دنیا معرفی شدند . از مسلمانان چهره ای خشن و خشونت طلب ساخته شده و جبهه ای جدید در برابر اسلام شکل گرفت .تهاجم نظامی به افغانستان و عراق به بهانه مقابله با تروریسیم و سلاحهای کشتار جمعی ، همچنین تغییر نقشه سیاسی خاورمیانه و تغییر فضای فرهنگی و امنیتی منطقه در جهت منافع رژیم صیونیستی از طریق طرح خاورمیانه بزرگ از یکسو و تهاجم گسترده فرهنگی علیه جمهوری اسلامی (که مقام معظم رهبری از آن به ناتوی فرهنگی تعبیر کردند) از سوی دیگر ، همه در راستای استراتژی مقابله با اسلام و مسلمانان بود که پس از 11 سپتامبر به عنوان سیاست راهبردی دستگاه سیاست خارجی آمریکا پیگیری و اجرا شد.اما چرا تمدن اسلامی بعنوان آلترناتیو شوروی انتخاب شد ؟ و چرا آمریکا به دنبال مهار و در صورت امکان نابودی انقلاب اسلامی است ؟ و چرا همانند شوروی طرح فروپاشی از درون را در ایران دنبال می کند ؟ مگر آمریکا به دنبال ایجاد دشمن فرضی در برابر خود و غربیها نبود ؟ پس چرا قصد دارد این دشمن تازه متولد شده را از بین ببرد ؟بررسی روند رشد تمدن غرب نشان می دهد علی رغم اصرار غربیها تمدن غربی به نقطه ای رسیده که توان پاسخگویی به نیازهای جامعه را ندارد . انسان امروزی از فرهنگ غربی خسته شده و از رهیافتهای آن برای ساخت جهان مطلوب نا امید گشته است . تمدن غربی برای انسان غربی جز بی هویتی ، تهی شدن از اخلاقیات و به تبع آن انسانیت و توجه یکسویه به مادیگرایی ارمغانی نداشته است . شاخصه های فطری او را سرکوب کرده و در عوض بخش حیوانی او را پرورش داده و بشر امروزی به دنبال نیمه گمشده وجود خویش است . او به خویشتن خویش بازگشته و به سوی معبود هستی متوجه شده است و به دنبال هویت گم شده خویش است و آنرا در دین و مخصوصاٌ اسلام یافته است . فلذاست که اندیشمندان و سیاستمداران غربی با یک تیر دو نشان را نشانه رفته اند ، از سویی با معرفی اسلام به عنوان دشمن خطرناک غرب ، جامعه غربی مخصوصاً آمریکا را از خطر فروپاشی نجات می دهند و از سوی دیگر نگرش و جهتگیری مردم به اسلام را به سوی مسیحیت تغییر جهت می دهند .مسیحیت به دو دلیل توان پاسخگویی به خواست مردم را ندارد . اولاً به علت انحرافات تاریخی در آن و نیز تبلیغات زهراگینی که خود غربیها پس از رنسانس بر علیه آن اجرا کردند . تلاش سیاستمداران غربی در معرفی و دخالت دادن مراجع دینی در امورات اجتماعی هم کاری را از پیش نمی برد و آنها هرچه تلاش بکنند مردم بیشتر به سوی اسلام گرایش پیدا می کنند . فلذا غربیها و در راس آن آمریکا برآن شده تا تمدن اسلامی را در سرچشمه به انحراف بکشاند .حمایت از گروههایی که به مخالفت با اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی برخواستند ، تخصیص بودجه کلان بمنظور پشتیبانی از جناحهای مخالف با اسلامیت نظام که قصد داشته و دارند تا انقلاب را از مسیر اصلی آن منحرف کنند بخشی از سیاست کلان و راهبردی نظام سلطه در داخل ایران است .بدینجهت است که با روی کار آمدن دولت اسلامی(دولت نهم) موج مخالفتهای خارجی و داخلی علیه آن شروع شده و هر روز بر دامنه آن افزوده شده و وسیعتر و گسترده تر می شود . غرب با روی کار آمدن دولت عدالت محور تمام نقشه های خود را در طول سالیان دراز برای انحراف انقلاب اسلامی در خطر می بیند و قصد دارد با هر وسیله ممکن این دولت را از پا درآورد و متاسفانه بعضی از جناحهای سیاسی هم همسو با دشمنان اسلام بر این سیاست دامن می زنند . کسانی هم که در دولتهای قبل مجری سیاستهای غرب بوده اند تلاش می کنند تا با توسل به هر وسیله ای قدرت از دست رفته را دوباره بدست آورند و بازهم به اعمال ننگین خود در همراهی با دشمنان اسلام و کشور ادامه دهند .امیدوارم مردم با هوشیاری سرمنشاء مخالفتها با دولت اسلامی دکتر احمدی نژاد را دریافته و به مقابله با آن بپردازند . انشااللهاللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یاعلی

نیمه پنهان فریبکاران


در طول یک قرن اخیر کسانی پیدا شده اند که با داعیه حمایت از مردم کرد و با پشتیبانی کشورهای بیگانه به دنبال اغراض و امیال شخصی خود بودند . پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، نظام سلطه به سرکردگی امریکا برای مهار انقلاب اسلامی دست به دامن کسانی شد که در دامن خود پرورده و برای اینچنین روزهایی تربیت شده بودند . گروههای مختلف همانند قارچ در مناطق شمالغرب ، مخصوصاً مناطق کردنشین ایجاد شدند . گرچه هریک با رنگ و لعاب خاصی وارد میدان شده بودند ولی همه آنها یک هدف مشترک را دنبال می کردند . ضربه زدن به انقلاب مردمی و اسلامی که با تولدش منافع ستمگران و ظالمان به خطر افتاده بود . در این میان مناطق کردنشین به علت سیاستهای غلط رزیم طاغوت مستعد بحران بود فلذا عوامل دست نشانده غرب با سوءاستفاده از احساسات مردم کرد و با سیاست فریبکاری موجبات ناامنی و به تبع آن کمتر توسعه یافتگی را در این مناطق سبب شدند .در حالیکه در طول چند سال گذشته پس از انزوای گروهگهای شرور شاهد رشد و شکوفایی شهرها و روستاهای مناطق کرد نشین بودیم اکنون گروهگی دیگر همانند اسلاف خود ولی با شعارهای عوام فریب جدید از آنطرف مرزها و با حمایت مستقیم نظام سلطه و در راستای سیاست تضعیف و کنترل نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد مناطق مرزی کشورمان شده و به زعم خود با خوش خدمتی به اربابان استکباری می خواهند برای مدتی هر چند کوتاه به حیات ننگین خود ادامه دهند.
پژاک (pjak) گروهگ کوچکیست از گروه پ.ک.ک (p.k.k) تحت رهبری اوجالان از کردهای خارج نشین که تا چند وقت پیش در کاخهای کشورهای خارجی به خوشگذرانی مشغول بود و به تشخیص اربابانش زندگی اشرافی را رها کرده وارد فاز مبارزه ! شد غافل از آنکه ارباب از او بعنوان وسیله ای برای تحت فشار قرار دادن دیگر کشورها استفاده می کند و دیدیم که با هماهنگی سیا و موساد به آسانی توسط سرویس جاسوسی ترکیه دستگیر و راونه زندان شد و آمریکا به این راحتی یکی از عواملش را فدای اهداف و منافع خود کرد همانگونه که صدام و طالبان را قربانی کرد.افکار و اندیشه های اوجالان (آپو) که تلفیقی از کمونیسیم و سکورالیسم هست آپوئیسم نام گرفته است . گرچه در عقاید او چیز تازه ای وجود ندارد و تکرار شعارهای کهنه مارکس و لنین از یک طرف و افکار سکولارهای غربی در بعد دیگر هست ولی برای آشنایی با شخصیت آپو که با فریبکاری از مردم دیندار کرد برای امیال شخصی خود هزینه می کند بخشهایی از کتاب او به نام "دفاع از یک خلق " را بررسی می کنیم .همانطور که در مقاله قبلی"بخش دوم دکترین مهار " عرض کردم اوجالان همانند سلمان رشدی قرآن کریم را نتیجه تجربیات شخصی پیامبر اسلام (ص) می داند و در کل دین را بستر سازی حکومتهای ظالم می پندارد . او ظهور و قدرت گرفتن اسلام ناب محمدی(ص) را که امروز فرهنگ و تمدن غربی را به چالش کشیده ، جنبشهای انتحاری می نامد . او از همان کلماتی استفاده می کند که دشمنان اسلام استفاده می کند و اسلام را آنگونه معرفی می کند که دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمین دوست دارند شناخته شود . ببینید " اسلام رادیکال و روی آوری مجدد به قالب اسلام نیز در مقابل بزرگترین حمله جهانی کاپیتالیسم غیر از گرایشات و جنب و جوشهای انتحاری ناشی از نا امیدی و درماندگی ، معنای دیگری ندارد." دستمایه کتاب اوجالان تخریب ادیان و از صحنه خارج کردن آن از زندگی مردم است غافل از آنکه مردم کرد قبل از آنکه کرد و یا ایرانی و ترکیه ای و عراقی باشند مسلمانند و علقه های مذهبی در میان مردم از هر علقه ی دیگر قوی تر و مستحکمتر است .اوجالان از کارکرد دین در جوامع اسلامی و ایجاد سد در برابر کمونیسم به شدت عصبانی هست و برایش فرقی نمی کند این دین مسیحی باشد یا اسلام و یا اینکه شیعه باشد و یا سنی مهم آنست که جلوی رشد و نمو مکتب محبوب اوجالان را سد کرده و شایسته بدترین تهمتها و توهینهاست . ببینید " دو پیامبر اخیر(محمد و عیسی ) زمینه پیدایش دولت فئودالی را فراهم کرده اند " و " سازشکاری طبقاتی حضرت عیسی در واقع یک انقلابی رادیکال طبقاتی می باشد ، در مسیحیت بویژه در مرحله دولتی شدن ، آریوسگرایی نماد مقاومت طبقاتی مستضعفان می باشد . همان گرایش در اسلام و هنگام تبدیل شدن مذهب سنی به دولت جریان می یابد " .او آسمانی بودن قرآن و رسالت الهی پیامبر اسلام(ص) را قبول ندارد و قرآن را که صحیفه ایست برای نجات بشریت از جهل و نادانی بیانه ای بیش نمی پندارد . او می نویسد " آیه ها و سنتهایی که حضرت محمد در معنای (به خدا شرک نورزید ، در کار خدا دخالت نکنید ، خدا از همه ما حساب خواهد خواست اما به کسی حساب نمی دهد) بر زبان رانده ، آگاهانه یا ناآگانه موجب گشودن راه به روی سیاست دولتهای سلطنتی ، پادشاهی و امارتی قرون وسطی شده است . قرآن از این منظر یک بیانیه (مانفست) دولت است " ارتباط دادن قرآن به قرون وسطی ای که هنوز اسلام ظهور پیدا نکرده بود و یا نسبت دادن آیات قرآن به شخص پیامبر چقدر ابلحانه است . اگر اوجالان نگاهی کوتاه به تاریخ می انداخت اینگونه مغالطه نمی کرد .اوجالان هنوز افکار 40 سال پیش را یدک می کشد و از پوسته پوسیده ای که در آن محبوس است خارج نشده و چشم دیدن واقعیتها را ندارد . در حالیکه تمدن اسلامی به رشد سریع خود ادامه می دهد او باور ندارد که اسلام بتواند انقلابی جهانی را ایجاد کرده و آنرا هدایت کند . اسلام هم اکنون دنیا را متحول کرده و فرهنگها و ایسمهای ساخته دست بشر را به مبارزه طلبیده ولی این آقای اوجالان! چشم به مبارزان کمونیزم دوخته تا شاید جهان را از بحران هویت نجات دهد! ظاهرا هنوز ایشان خواب تشریف دارند و نمی دانند که کمونیزم با همه متعلقاتش به زباله دانی تاریخ پیوسته است . او می گوید " اگر خاورمیانه توسط تمدن اسلام به مقاومت بپردازد غیر از سمبلیک بودن کاری از پیش نخواهد برد . اسلامیت حداکثر تولید و بهره خود را در قرن 12-8 ارائه کرده است . پسماندهای ان پوسته ای بیش نیست " همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی اسرائیل را رزیم غاصب می دانند که با غصب سرزمینهای اسلامی حکومت نامشروعی را تشکیل داده ولی اوجالان می گوید " اسرائیل دارای دمکراسی استحکام یافته ای است " آیا این تایید آشکار رژیم اشغالگر قدس نیست ؟ او گرویدن کردها به اسلام را فرو رفتن در جهالت و نادانی می داند . بعد از خواندن کتاب (دفاع از یک خلق) یک سئوال به ذهن متبادر می شود که آیا اوجالان با این عقاید و افکار یک کرد است؟ پدرش که قبول ندارد او کرد باشد . او خطاب به پسرش می گوید " تو قبلا کمونیست بودی ولی اکنون از کردها حمایت می کنی ، کرد بودن مسئله خطرناکی است "زن در عقیده اوجالان موجودی است که همیشه مورد سوءاستفاده صاحبان قدرت قرار گرفته و وی حجاب اسلامی را مانعی برای رشد و تعالی زن می داند و عقیده دارد که باید زن از همه قیود و بندها آزاد گردد . بنده نمی خواهم گفته های او در باره زن را از کتابش استحصا کنم که همه اش شعاری و گزافه گویی بمنظور جذب آرای این قشر از جامعه است . او درحالی از حرمت ، آبرو ، حیثیت و عزت زن سخن می راند که دختر 14 ساله از اعضای پژاک تمامی حصارهای مخوف حزبی را شکسته و خود را به نیروهای جمهوری اسلامی تسلیم می کند در حالیکه کیف دستی اش از قرصهای ضدحاملگی پر است و از ظلمها و تعدی ها و تج... که به زنان و دختران در پژاک روا داشته با گریه و بغض سخن می گوید و اینکه دختران عضو پژاک با آبروی از دست رفته جرات برگشتن به محیط خانواده را ندارند فلذا در محیط گناه آلودی که برایشان مهیا شده هر روز بیشتر از روز قبل غوطه ور می شوند . اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یاعلی

راهبرد جدید نظام سلطه (دکترین مهار) – بخش دوم


راهبرد جدید نظام سلطه علیه جمهوری اسلامی ایران (دکترین مهار) – بخش دوم
در بخش اول راهبرد نظام سلطه علیه جمهوری اسلامی به محورهای خارجی دکترین مهار اشاره کردیم . در این یادداشت ، محورهای داخلی آنرا به اجمال بررسی می کنیم .
محور اول : مهمترین پروژه ای که نظام سلطه بمنظور مهار کردن انقلاب و نظام اسلامی بکاره برده ، اجرای کودتای مخملی با توسل به عواملی داخلی خود است .در مقاله "کودتای مخملی تنها گزینه آمریکا در برابر ایران" به اختصار راهکارهای نظام سلطه در این راستا تشریح شده فلذا با اشاره کوتاه از آن می گذرم .در یک دهه گذشته افراطیون جناح اصلاح طلب برخلاف مصالح مردم و کشور و تحت تاثیر فرهنگ غرب همه همت خود را بکار گرفتند تا با سوءاستفاده از قدرت حاکمیت و ابزارهایی که در دست داشتند، با فشار از پائین و چانه زنی از بالا و تاکتیکهای دیگر که هر روز نمود خاصی داشت نظام اسلامی را مجبور کنند قدم به قدم از مواضع اصولی خود عقب نشینی کرده و در نهایت با استحاله فرهنگ اسلامی ، فرهنگ غرب را برجامعه تحمیل کنند . نمود عینی این توطئه را در 18 تیر 86 دیدیم و با اعترافات پلهای ارتباطی افراطیون و کودتاگران ابعاد دیگری از این کودتا آشکار گردید که الحمدالله با هوشیاری مردم و مسئولین این توطئه دشمن نیست همانند دیگر توطئه هایش نقش برآب شد .
محور دوم : آنچه که از آن بعنوان فرهنگ ایرانی نام می بریم مجموعه ایست از فرهنگهای مختلف متعلق به قومیتهایی که در سراسر ایران گسترده شده است . در شمال غرب آذری ها ، در غرب اکراد ، در جنوب عربها و ... که هریک فرهنگ خاص خود را داشته و فرهنگی عمومی کشور تلفیقی از همه این فرهنگهاست .فرهنگهای منطقه ای و یا خرده فرهنگها دارای نقاط اشتراک فراوانی بوده در عین حالیکه نقاط افتراق هم دارند . مهمترین نقطه اشتراک انها ارزشهایی است که از دین اسلام گرفته شده فلذا به جرات می توان گفت نقاط اشتراک فرهنگها از افتراقشان بیشتر و پر رنگتر است ولی نظام سلطه از این تنوع فرهنگی و قومیتی در راستای اهداف خود بهره برداری می کند .قدرتهای برون مرزی همواره از پراکندگی و تنوع قومیتها برای تضعیف دولت مرکزی استفاده کرده اند . از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی با حمایت مستقیم آمریکا ، به سرعت گروههایی وابسته در مناطق کردنشین کشور تشکیل شده و امنیت بخشی از کشورمان را تحت الشعاع قرار دادند و می دانیم که اقتصاد و امنیت رابطه مستقیم با همدیگر داشته و در جایی که امنیت برقرار نبوده و یا امنیت آن پایدار نباشد سرمایه گذاری به شدت تنزل پیدا می کند . و یکی از علل مهم کمتر توسعه یافتگی مناطق کردنشین حضور گروههایی به اصطلاح حامی کرد بودند که گذشت زمان ثابت کرد سرنوشت مردم کرد در قاموس آنان جایی ندارد.در حالیکه شهرهای دیگر کشور به سرعت در زمینه های کشاورزی ، اقتصاد و صنعت گامهای بلندی را برداشته اند ، مناطق کردنشین با دخالت مستقیم نظام سلطه از این حق مسلم خود محروم مانده اند .زمانی احزاب کومله و دمکرات و اینک گروهکی بنام پ.ک.ک و پژاک اهداف استکبار را در این منطقه دنبال می کنند و مردم مظلوم کرد را وجه المصالحه تعاملات خود قرار داده اند . در وابستگی این گونه گروهها همین بس که سرکرده پژاک در دیدار اخیر خود از آمریکا سر سپردگی کامل خود را به سردمداران کاخ سفید اعلام کرد و نشان داد شعار حمایت از کرد فقط شعار است و بس .در طول سه دهه که از عمر با برکت انقلاب اسلامی می گذرد علی رغم خیانت گروهکهای ضدانقلاب ، با ایثار و فداکاری رزمندگان دلاور اسلام و با خواست و همت مردم ، امنیت پایدار در این منطقه ایجاد شده و به تبع آن سرمایه بخش خصوصی به منطقه سرازیر شده و چهره شهر و روستاها را متحول کرده و بودجه های ملی و استانی نیز در جهت آبادانی و جبران کم توسعه یافتگی و بازسازی خرابی های به جای مانده از شرارت گروهکهای ملحد بکار گرفته شده است ولی اخیراً شاهدیم باز هم عده ای به نام مردم کرد و با همان نیات و اهداف پلید و این دفعه از خارج مرزها با شیطنت و تبلیغات گسترده قصد دارند تا با فریب مردم کرد همانند اسلاف خود رفاه و آسایش را از مردم شهر و روستاها بگیرند . اینان می دانند که مردم کرد دیندار و وطندوست هستند فلذا از راه دین و دینداری وارد شده اند ، گرچه مردم کرد هیچوقت تجربه ای را که به قیمت تحمل سالها عقب ماندگی از توسعه و رفاه و آسایش بدست آورنده اند به پای مزدوران استکبار قربانی نخواهند کرد ولی بهتر است برای آشنایی با اهداف حقیقی این مدعیان دروغین با دیدگاههای آنان بیشتر آشنا شویم .عبدالله اوجالان سرکرده گروهک پ.ک.ک (p.k.k) با فریبکاری و مخفی کردن تفکرات ضد دینی و ضد بشری خود را به مردم دیندار کرد تحمیل کرده ، او برخلاف شعار دینداری در نیمه پنهان خود ضد دین و اخلاق و عدالت است . شاید تعدادی از جوانان کرد از افکار و اندیشه های اوجالان معروف به آپو اطلاع چندانی نداشته باشند و نمی دانند که در پس چهره آپو یک آپوی دیگر نهفته است . آپویی که پیامبران الهی را در حد انسانهای عادی و بعضاً از بدترین افراد جامعه بشری توصیف می کند . بهترین گواه این ادعا خود کتاب اوجالان است . اوجالان در کتاب (دفاع از یک خلق) می گوید : " این اثر (قرآن)که از ترکیب مشاهدات حضرت محمد (ص) در رابطه با جامعه ، فامیل و عشایر آنروز عرب از یکی از کتابهای تورات ، عهد عتیق و تفسیر انجیل سرچشمه می گیرد به نوعی در حکم اعلامیه مشروطه خواهی برای جامعه فئودالی قرون وسطی است " اوجالان با این بیان ، آسمانی و الهی بودن قرآن را رد می کند و همچون سلمان رشدی ملعون آنرا نتیجه برداشتهای شخصی پیامبر اکرم (ص) می پندارد . علاوه بر آن قرآن کریم را وسیله ای برای توجیه جامعه فئودالی می داند ولی در مقابل مارکسیسم را مکتبی رهایی بخش و آزادیخواه معرفی می کند . ببینید " بی شک مارکسیسم آزمونی بزرگ و تاریخی در راه مبارزه با آزادیخواهی و مساوات طلبی است " اوجالان نه تنها دین اسلام بلکه هیچیک از ادیان الهی را قبول ندارد و با کلمات و جملات کفرآمیز پیامبران الهی و رسالت بزرگ آنها را زیر سئوال می برد . بدینگونه " سهم موسی در سنت حضرت ابراهیم این است که زن را بطور حتمی زیر سلطه خود قرار داده است " و باز هم می نویسد : " در نظر حضرت داود و سلیمان زن تنها وسیله عیش و نوش و خوشگذرانی یکطرفه است و بس" او دین را در حد یک برنامه مدیریت جامعه که توسط خود بشر طراحی شده پائین می آورد و احکام آنرا الهی و واجب الاطاعه ندانسته بلکه آنرا یک موضوع زمینی و تابع منافع انسانها می پندارد " دین ایدئولوژی مدیریتی است که در کمال دقت و حساسیت ساخته شده است " او در جای جای کتاب خود بر دین ، پیامبران الهی و دینداران تاخته و آنان را تحقیر و تخریب می کند ولی با کمال تاسف مکاتبی را که پوچی آنها بر همگان آشکار شده تنها وسیله نجات بشریت معرفی می کند .اوجالان در یک چرخش 180 درجه ای این بار فرهنگ غرب را فرهنگ رهایی بخش مردم خاورمیانه می پندارد . او می نویسد " بدون تجربه مراحل ذهنیتی غرب و با جهش از روی آن ممکن نیست که خارمیانه بتواند در راه پیشرفت ذهنی قدم بردارد " انشاالله در مقاله اختصاصی به ابعاد دیگر دیدگاهها و عقاید اوجالان خواهیم پرداخت تا تناقضات او را در شعار و عمل تبیین نمائیم .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یاعلی

راهبرد جدید نظام سلطه (دکترین مهار) – بخش اول


راهبرد جدید نظام سلطه علیه جمهوری اسلامی ایران (دکترین مهار) – بخش اول
از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی که نظام سلطه به رهبری آمریکا منافع خود را با بروز و ظهور انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت بر مبنای اسلام ناب محمدی (ص) در خطر می دید طرحهای مختلفی را اجرا کرده و می کند . اولین و اساسی ترین اقدام آنان که با همراهی بلوک شرق و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به اجرا درآمد تحمیل جنگ همه جانبه رژیم صدام بود که به لطف خدا و همت رزمندگان دلاور اسلام به شکست انجامید و غرب نتوانست به اهداف از پیش تعیین شده خود دست یابد . فلذا دکترین حذف جای خود را به دکترین مهار داد و پس از آن آمریکا با همکاری کشورهای همسو استراتژی خود را بر کنترل و مهار انقلاب و نظام اسلامی قرار دادند تا از گسترش آن به کشورهای منطقه جلوگیری کنند . این طرح را می توان به دو بخش خارجی و داخلی تقسیم بندی کرد . در بخش خارجی تشکیل ائتلاف ضد ایرانی با تحریک دولتهای عربی همسایه و ترساندن آنان از ایران قدرتمند منجر به تشکیل کمربند سبز می گردد و در اینصورت جمهوری اسلامی در محدود مرزهای خود و حداکثر چند کشور منطقه محدود می شود و از کسترش اسلام خواهی به دیگر کشورها جلوگیری می شود .فروش تسلیحات مدرن به عربهای منطقه یکی از اهدافش تقویت ارتشهای آنان در برابر جمهوری اسلامی ایران است .
محور دوم ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی است که از سال 1986 با طراحی سرویسهاس جاسوسی آمریکا و انگلیس به مورد اجرا گذاشته شده و براساس پیش بینی سیا تا سال 2010 به نتیجه خواهد رسید (رجوع کنید به مصاحبه دکتر میخائیل برانت در مجله خبری ویکتوری (سیدنی استرالیا) جولای 2001)برانت 6 سال پیش از طرح سیا برای نابودی شیعیان پرده برداشت . بر اساس این طرح می بایست مابین شیعه و سنی اختلاف ایجاد کرده و به دست اهل سنت شیعه را از میان برداشت ! و در ضمن آن اهل سنت را نیز تضعیف نمود . سیا با همکاری سرویسهای جاسوسی انگلیس تحقیقاتی را در مدت سه سال انجام داده و به نتایج خیلی خوبی رسیده اند که چند مورد از آن را ذکر می کنم .1- مراجع شیعه قدرت واقعی و پشتیبان مکتب فکری شیعیان در تمام دوران با جان و مال هستند .2- مراجع و علما شیعه از باورهای عمیق برخوردارند و بر اصول خود پایبند هستند .3- در تاریخ طولانی شیعه ، رهبران شیعه هرگز تسلیم هیچ قدرت حاکم غیر اسلامی نشده اند .4- از زمان موجودیت یافتن اسرائیل آیات عظام به عنوان بزرگترین تهدید علیه اسرائیل مطرح هستند .5- برخورد مستقیم با شیعیان ضرر زیادی دارد .6- لازم است اقدامات سیا مخفیانه و پشت پرده باشد .7- تاکتیک قدیم انگلیس مبنی بر ( تفرقه بینداز و حکومت کن) موفقیت آمیز نبوده و در نتیجه باید(طرح تفرقه بیانداز و نابود کن) را در پیش بگیریم .و براساس نتایج تحقیقات طرحی 28 ساله را در سال 1986 به اجرا گذاشتند که عمده محورهای آن (در بعد ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی)به شرح زیر است :1- انتخاب متعصبانی که به دشمنی علیه شیعه دامن می زنند .2- تشویق کسانیکه علیه شیعیان فعالیت دارند .3- استفاده از تبلیغات منفی علیه شیعیان برای جدا کردن آنها از جریان اصلی اسلام .4- انتخاب ادبیاتی که دشمنی شیعه را افزایش میدهد .5- استفاده از افراد متعصب به عنوان اسلحه علیه شیعیان ( برای مثال طالبان و سپاه صحابه )6- تبلیغ سوء همزمان با ارائه اطلاعات غلط علیه رهبران و عالمان شیعه .7- تبلیغ و ترویج کافر بودن شیعه .8- حمایت مالی از سخنرانان و مراسمات افراد فرصت طلب .9- مطرح کردن شیعه بعنوان یک مسلک خرافاتی و ایجاد تزلزل در فرهنگ جهاد و شهادت طلبی .10- معرفی رهبران شیعه بعنوان سردمداران گروههای خرافه گرا و زیر سئوال بردن این فرهنگ .11- تحقیق و تفحص علیه علماء و رهبران شیعه و ارائه اطلاعات به نویسندگان ناشناس .12- اختصاص بودجه های کلان جهت انتشار اطلاعات تحریف شده و گسترش این ادبیات میان توده مردم و سخنرانان .آثار شوم این طرح را در سالهای اخیر با تهیه و انتشار کتابهای ضد شیعی و راه اندازی سایتهای اینترنتی که علیه اعتقادات شیعیان فعالیت می کنند به وضوح می توان دید . در چند ماه گذشته هم بعضی از علمای اهل سنت فتوایی بر قتل شیعیان و نیز تخریب اماکن مقدس و مورد احترام شیعیان صادر کرده و حلقه این توطئه را تکمیل کرده اند .محور سوم دکترین مهار نظام سلطه ، سناریوی جنگ روانی برعلیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که از چند روز پیش با شانتاژ رسانه ای غرب آغاز شده و بدنبال آن هستند تا این نهاد مردمی مدافع ملت و کشور را در لیست سازمانهای تروریستی قرار دهند . ولی چرا سپاه ؟!سپاه از بدو پیروزی انقلاب اسلامی متولد شد . جوانان انقلابی برای مقابله با توطئه های استکبار که توسط عوامل داخلی شان اجرا می شد سازمان نظامی بر مبنای ارزشهای اسلامی و با اتکای به نیروی میلیونی ملت بنا نهاده و در عرصه های مختلف به دفاع از انقلاب و نظام اسلامی همت گماشتند . در غائله های گنبد و کردستان و نیز جنگ تحمیلی توان بالفعل سپاه برای مقابله با هر توطئه ای به اثبات رسید و پس از جنگ هم در بازسازی خرابی های جنگ و نیز ساختار اقتصادی در کنار دیگر نهادها نقش به سزایی داشته که دوست و دشمن بر توانمندی سپاه صحه گذاشته اند . اکنون سپاه با جذب و سازماندهی بیش از 12 میلیون جوان بسیجی سد نفوذ ناپذیری را در برابر نظام سلطه ایجاد کرده و هردم نقشه های آنها را با شکست مواجه کرده است . در توطئه 18 تیر حضور بسیجیان دلاور ، کشور را از یک بحران برنامه ریزی شده به سلامت گذر داد و به فرموده امام راحلمان " اگر سپاه نبود کشور هم نبود" می دانیم که در کودتای مخملی ، نیروهای مسلح کشور هدف را ، یا با خود همراه می کنند و یا آن را منفعل کرده و در بحرانهای اجتماعی توان بالفعل آن را گرفته و عملاً به یک عنصر بی خاصیت تبدیل می کنند . حال که دشمن نمی تواند سپاه را با ئوطئه های خود همراه سازد بالاجبار با ایجاد جنگ روانی به دنبال انفعال این بازوی قدرتمند نظام و ملت است .دلایلی که برای تروریست نشان دادن سپاه بیان شده بهانه ای بیش نیست تا جایی که مردم عادی آمریکا نیز آنرا باور نمی کنند ولی سیاستمداران آمریکایی طرح چند مرحله ای را به مرحله اجرا گذاشته اند که شروع آن گنجاندن اسامی فرماندهان سپاه در قطعنامه های 1737 و 17347 بود و به دنبال آن قصد دارند با فشار رسانه ای افکار عمومی را بر تروریست بودن سپاه اقناع کنند و اگر در این مرحله موفق شوند در قدم بعدی لغو قراردادها و مصادره اموال سپاه در خارج از کشور را در دستور کار خود دارند .در مرحله بعد اگر بتوانند حملات نظامی محدود بر علیه اماکن و پادگانهای سپاه خواهد داشت همچنانکه در سودان به بهانه نابودی کارخانه تسلیحات شیمیایی ، مرکز تحقیقات پزشکی آن کشور را بمباران کردند .البته اینها طرحهایی هست که نظام سلطه در سر می پروراند و تا به نتیجه برسد ، باید راه طولانی را بپیماید و هزینه های زیادی نیز را بپردازد . استکبار در ابتدای راه خود با مخالفت شدید افکار عمومی داخل کشور خود روبروست و با توجه به اینکه سپاه در همه عرصه های سخت همراه مردم بوده و نوک تیز و برنده ملت بزرگ ایران در برابر متجاوزان هست ، از هم اکنون شکست این توطئه را می توان پیش بینی کرد . و اگر لازم باشد مردم نجیب و قدرشناس ایران اسلامی به دفاع از فرزندان فداکار خود برخواهند خواست و همچون حماسه 23 تیر 1378 پوزه استکبار را به خاک خواهند مالید .در بخش بعدی بعضی از جنبه های خارجی دکترین مهار را بررسی کرده و به محورهای داخلی آن خواهیم پرداخت .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یاعلی

چند سئوال از آقای خاتمی


اخیراً آقای خاتمی طی یک سخنرانی در بنیاد باران علل سفرهای خارجی خود را تشریح کرد . در این سخنرانی مطالب زیادی بیان شده که هریک نیاز به بررسی و کنکاش دارد ولی در حوصله خوانندگان این یادداشت نیست که به تک تک آنها پرداخته شود فلذا بخشهایی از سخنان ایشان را برگزیده و از دل آنها سئوالاتی را مطرح می کنم .جناب آقای خاتمی شما به روشنی علل دشمنی غرب با اسلام را تشریح کردید و به توطئه هایی که برای نابودی اسلام توسط سیاستمداران غربی طراحی و اجراء می شود اشاره نمودید .سئوال این است که چرا در آن هشت سالی که حکومت در دستان شما بود اینگونه فکر نمی کردید و هرگونه توطئه را توهم می پنداشتید ؟ یادتان هست که غرب را مظهر تمدن ، فرهنگ ، آزادی و پیشرفت میدانستید ؟ غربی که به گفته خودتان مغرورانه می خواهد همه دنیا را به زیر سطله خود درآورد ، غربی که می توانست از دستآوردهای علمی برای رشد و آسایش و آرامش تمام مردم دنیا استفاده کند !شما اشاره کردید که شاید حادثه 11 سپتامبر توطئه خود غربیها باشد ولی یادتان هست که چندسال پیش آنها را به مسلمانان نسبت می دادید .
شما اشاره کردید که تمامی مکاتب بشری به ناکامی رسیده اند و توان پاسخگویی به بشر امروز را ندارند و امروز اسلام مورد توجه قرارگرفته و این دین الهی به همه شئون زندگی بشر توجه دارد و برای آن دستورالعمل و برنامه ارائه کرده است ولی چندسال پیش اینچنین فکر نمی کردید . در زمان ریاست جمهوری شما شاهد بودیم اصول مسلم اسلام زیر سئوال می رفت و به مدافعین هم اجازه عرض اندام داده نمی شد و هرکه از سیاستهای شما انتقاد می کرد با انگ مخالف آزادی سرکوب می شد تا جائیکه گفتید اگر دین هم در برابر آزادی بایستد محکوم به فناست ! یادتان هست ؟ ولی الان می گوئید من شرقیِ دموکراسی غربی را ندیدم . این تناقض آشکار در رفتار و گفتار را چطور باید توجیه کرد ؟ می دانید با این رفتار شما خیل عظیم جوانان مسلمان از هویت به حق دینی خود فاصله گرفته و دنبال الگوهای کاذب غربی رفتند ؟شما می گوئید من به غرب نقدهاي بزرگي دارم و به هر حال وظيفه ديني، شرعي، انقلابي و ملي و انساني خود مي دانم که از اين موقعيت استفاده کنم . چرا چندسال پیش این نقدهای بزرگ را مطرح نکردید ؟! و برعکس جامعه ما را به الگو گیری از جامعه غربی تشویق و ترغیب می کردید ؟شما اشاره کردید که به دنبال مطرح کردن اسلام میانه در جهان هستید . کدام اسلام ؟ این اسلامی که شما به جهان معرفی می کنید چه ساختاری دارد و از چه منظر به جهان می نگرد ، چه شاخصه هایی دارد ؟ اگر منظورتان همان اسلامی هست که حضرت امام خمینی (ره) آن را احیا کردند و اسلامی که از اعتقاد قلبی و عملی به ولایت ائمه اطهار علیهم السلام و در راس آن امیرالمومنین علی علیه السلام ناشی می شود که مورد غضب غربیهاست و آنان همه توان خود را بکار گرفتند تا آن را از صحنه جهان محو کنند . اسلامی که حرکت آفرین است ، اسلامی که حکومت ستمگران را برنمی تابد و دستور به ایستادگی در برابر همه مستکبرین عالم داده است ، اسلامی که در انتظار فرج منجی عالم بشریت است ، اسلامی که می گوید دشمنان دین را به دوستی خود انتخاب نکنید و اسلامی که عدالت را در راس همه امور خود قرار داده است .اگر مبلغ چنین اسلامی هستید ! که انقلاب اسلامی خود آن را به جهان عرضه کرده و اندیشمندان بزرگ اسلامی آن را تبیین و معرفی کرده اند و نیازی به بازسازی ندارد و اگر هم قرار بر بازنگری در آن باشد باید توسط اهل فن صورت بگیرد .فکر می کنید اسلام ناب را غربیها قبول دارند ؟ و برای مبلغ آن کف و سوت می زنند و یا اینکه آنها اسلامی را می خواهند که با منافع آنها سرناسازگاری نداشته باشد ؟ شما گفتید دنیای اسلام در بین اسلام هراسی و خشونت طلب گیر کرده است . اگر اینطور است پس اینهمه تلاش برای احیای اسلام ناب محمدی (ص) که در طول تاریخ صورت گرفته و اخیراً با ظهور انقلاب اسلامی همین اسلام توانسته حکومت تشکیل دهد و تفکر خود را در جهان مطرح کند بیهوده بوده است ؟! اسلام هراسی چیست ؟ مگر همان اسلامی نیست که مغلوب غرب بوده و توان ایستادگی مسلمان را از او می گیرد و در واقع وجه حکومتی اسلام را از آن گرفته و صورت فردی به آن میدهد ؟ این اسلام که برای غرب ضرری ندارد و در واقع غرب هم دنبال همین اسلام هست و هرکه آن را مطرح کند ازش به نیکی و احترام یاد می کنند ! جناب آقای خاتمی ما مجبور نیستیم برای خوشایند غربیها در قوانین و اصول مسلم اسلام تغییراتی را ایجاد کنیم تا شاید مورد پذیرش آنها قرار بگیرد . اگر قرار باشد ما اسلام را بامنافع دیگران تطبیق دهیم که دیگر اسلام نمی تواند حکومت جهانی تشکیل دهد و بشریت را از وضع موجود نجات دهد . مگر یادتان رفته که کسی قرار است بیاید و حکومت جهانی اسلامی را در سرتاسر دنیا تشکیل دهد ؟ مگر یادتان رفته که ما معتقدیم که اسلام تنها آموزه و اندیشه مهدویت تنها نجات بخش انسانهاست ؟ مگر نمی بینید که سردمداران غربی لشکر کشی کرده اند تا اسلام ناب را در نطفه خفه کنند ؟ مگر نمی بینید که استکبار با صرف هزینه های گزاف در عرصه های فرهنگی از فبیل رادیو و تلویزیون و اینترنت می خواهد اسلام را غیر از آنگونه که هست بسازد و به دنیا معرفی کند ؟ اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یاعلی